النسفي (مترجم: مجهول)

832

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

بيرون مىآهنجيم از وى روز رخشان ، فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ تا ناگاه در تاريكى مانند ايشان . ( 37 ) وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها و آفتاب مىرود تا وقت « 1 » قرارگاهى كه مرو راست ، و آن وقت سپرى شدن دنياست ، ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ اين تقدير آن پادشا است ، كه عزيز « 2 » و داناست . ( 38 ) وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ و ماه را تقدير كرديم بيست و هشت منزل هر شبانروزى « 3 » در منزلى ، بىتغيّر و تبديلى ، حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ تا بازگردد اين ماه ، به نو شدن هر ماه ؛ همچون شاخ خرماى روزگار بر وى گذشته ، باريك شده و خم گرفته . ( 39 ) لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ نه آفتاب را خوب آيد كه ماه را دريابد ، و روشنايى وى را « 4 » غلبه كند ، تا آيتى شب نماند . وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ و نه خوب آيد كه شب روز را غلبه كند ، تا همه‌شب شود و روز نماند ، بلك « 5 » صلاح عالم در آن است كه شب و روز بر اثر يكديگر مىآيند تا وقت سپرى شدن دنيا تا كارها به « 6 » نظام مىرود : وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هر يكى از آفتاب و ماه و نجوم ، مىروند در فلك رفتن معلوم . ( 40 ) وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ و يك آيت وحدانيت ما مر ايشان را ، آن است كه برداشتيم فرزندان نيك را « 7 » ؛ اصل ايشان آدم « 8 » در روزگار نوح در كشتى پربار ، وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ و آفريديم مر ايشان را مثل آن كشتى مر بر نشستن را بهر روزگار . ( 41 - 42 )

--> ( 1 ) - ن و ت : « وقت » ندارد . ( 2 ) - ن : عزيز است . ( 3 ) - ن و ت : شباروزى . ( 4 ) - ن : و را . ( 5 ) - ن : بلكه . ( 6 ) - ن : بر . ( 7 ) - ن و ت : « نيك را » ندارد . ( 8 ) - ن و ت : آدم را .